خاطرات غیر قابل باور از جناب سید محمد حسن الهی طباطبایی

خاطرات غیر قابل باور از جناب سید محمد حسن الهی طباطبایی

علامه حسن زاده آملی :من مشاهداتی،مکاشفاتی،حالاتی،خاطراتی از جناب حاج سید محمدحسن الهی(طباطبایی) دارم، و خودم حقایقی را از ایشان مشاهده کردم و خودشان اخباراتی و اطلاعاتی به من فرمودند که اگر بخواهیم بعضی از این امور را بازگو کنیم،شاید مورد استعجاب و استیحاش بعضی واقع شود. ما را مثلاً خدای نخواسته به گزاف گوی و ژاژخای تعبیر کنند و حرفهای ما را ناروا...

منبع:کتاب گفتگو با علامه حسن زاده

http://alame-hasanzade.blogfa.com/

درگذشت همسر حضرت آيت الله كميلي خراساني

انالله وانااليه راجعون /// درگذشت همسر حضرت آيت الله كميلي خراساني

به اطلاع همه ي دوستداران و محبين معارف الهيه از طريقت حقه ي معرفت نفس مي رساند كه در نهايت تأسف و تألم مطّلع شديم كه ديروز سه شنبه 27 آبان ماه 1392 برابر با 14 محرم الحرام 1435 ، متعلّقه ي مولاي معظم حضرت آيت الله كميلي خراساني (مدظله العالي ) و همشيره ي ذاكر شهير بارگاه ملائك پاسبان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام مرحوم حاج سيد احمد جبرئيل (ره) ، حضرت علويه مرحومه ي مغفوره حاجيه خانم زهرا جبرئيل (رضوان الله تعالي عليها ) دار فاني را وداع گفته و به لقاءالله پيوست .

ضمن عرض تسليت و تعزيت به محضر حضرت استاد و خاندان معظم كميلي و جبرئيل ، از خداوند تبارك و تعالي براي آن علويه علوّ درجات و رحمت و مغفرت واسعه مسئلت نموده و سلامتي و طول عمر حضرت استاد را در پناه توجّهات حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف خواستاريم .

مراسم تشييع : روز پنجشنبه 30 آبان ماه 1392 ، ساعت 10 صبح از مسجد امام زين العابدين عليه السلام واقع در قم . خيابان انقلاب (چهارمردان)

مراسم ترحيم : روز جمعه اول آذر ماه 1392 مسجد باب الجنّة واقع در قم . خيابان انقلاب (چهارمردان) روبروي كوچه 41 از ساعت 14 الي 16

مراسم هفتمين روز درگذشت : يكشنبه 3 آذرماه 1392 مسجد باب الجنّة واقع در قم . خيابان انقلاب (چهارمردان) روبروي كوچه 41 از ساعت 15 الي 16:30

مراسم بزرگداشت : روز پنجشنبه 7 آذر ماه 1392 مسجد حجة بن الحسن عليه السلام واقع در تهران . خيابان سهروردي شمالي از ساعت 15 الي 16:30

بروح مرحومه مغفوره علويه حاجيه خانم جبرئيل (رحمت الله عليها ) الفاتحة مع الصلوات

تجلی های نسیم گونه چیسند؟


تجلی های نسیم گونه چیسند؟

تجلى ، گاه مانند نسيم است   كه زو نه جسم و جان را لرز و بيم است 
نسيمى كان وزد بر غنچه گل   شكوفايش نمايد بهر بلبل 
بسالك مى فزايد انبساطش   كه دنيا را كند سم الخياطش
 

 سَمّ الخياط سوراخ سوزن را گويند. تجلى نسيمى در جسم و جان لرزه و بيم بوجود نمى آورد بلكه جان را شكوفا مى كند و انسان را به حرف در مى آورد و او را منبسط مى كند و به ذكر در مى آورد.
آنچنان به سالك بسط و سعه وجودى دهد كه دنياى پهناور ظاهرى در نزد سالك مكاشف بمنزله يك سوراخ سوزنى مى گردد كه دل وى مى خواهد از اين نشاءه بدر رود و آنسويى گردد و به جهان پهناور غير متناهى آنجا سفر كند

منبع:جلد دوم شرح دفتر دل-شارح:استاد صمدی آملی

http://alame-hasanzade.blogfa.com/

حقیقت ازدیدگاه حضرت ایت الله علامه دکترکمیلی

در خصوص راهیابی به حقیقت این عالم استاد معظم در توضیح قسمتی از رساله نورالوحده فرمودند:

حقيقت در ظاهر و باطن و در وحدت و كثرت « يكي » است . امّا به صور مختلف تجلّي پيدا كرده است . و چون تجلّيات او در اين عوالم زياد شده ، انسان ، اصل را گم مي كند .

يك سئوال : حالا براي اينكه اصل را گم نكند چه بايد كرد ؟

پاسخ اين است كه تنها راه شناخت و وصول به حقيقت ، « مراقبه ي زياد » است . پاسداري از حريم نفس و دل و مراقبه ي دائمي است كه مي تواند از سالك محافظت كند :

پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب*تا در اين پرده جز انديشه او نگذارم [1]

و هرچه مراقبه شدّت پيدا كند و ياد خدا در دل زياد شود ، بقيّه اشياء در پرتو اين مساله قرار مي گيرند و همه تابع اين قضيه مي شوند . ولي اگر بخواهيم از اصل اين قضيّه غفلت كنيم ،موهومات غلبه پيدا مي كنند و واضح است كه غلبه نمايند .

1دیوان حافظ

http://komeily.ir

اسامی حق مطلق ناشی از احوال عالم است

اسامی حق مطلق ناشی از احوال عالم است

تو از عكس خود و از سايه خود   بيابى نامهاى بى عد و حد 
گهى بينى صغيرى و كبيرى   گهى بينى طويلى و قصيرى
 

همانند اينكه يك شخص در آئينه هاى گوناگون خود را به اشكال مختلف مشاهده نمايد و مطابق با هر شكلى او را به اسم خاص بخوانند و اين نامها بر اساس مظاهر و مجالى بى نهايت به شمارش و حد در نيامد؛ يا در آبهاى معدنى و چشمه ها وقتى خود را مشاهده مى كند گاهى به صورت كوچك و گاهى بزرگ و گاهى بلند و گاهى كوتاه مى بيند.

به حق مطلق از احوالم عالم   اسامى مى شود اطلاق فافهم 

 جناب صدر المتاءلهين در فصل هشتم از موقف اول الهيات اسفار گويد: اعلم ان الاله تارة يراد منه اسم الذات من حيث هى هى مع قطع النظر عن الاسماء و الصفات ، و اءخرى يراد منه اسم الذات مع جميع الاسماء و الصفات ، و المراد هنا الوجه الثانى ، و الالوهية الربوبية ، و الاله له ماءلوه و هو العالم اى الحق سبحانه بآثاره يسمى الهاكما ان الرب بالمربوب الحمد لله رب العالمين .
و الاسم الله مستجمع لجميع الصفات الكمالية لان الربوبية تقتضيه فان كل كلمة وجودية من العالمين تستدعى ان يكون معطى وجودها موجودا حيا عالما قادرا و هكذا فالاسم الله الاسم الاعظم الذى يحوى سائر الاسماء الحسنى و الصفات العليا و هى كالسدنة للاسم الله .
پس آنكه در بيت مذكور فرمود به حق تعالى به جهت احوال عالم ، اسامى اطلاق مى شود وگرنه خود ذات حق تعالى با صرف نظر از عالم نه اسمى دارد و نه رسمى ؛ در كلام صدر المتاءلهين هم آمده است كه بزرگترين اسم خداوند كه حاوى همه اسماى حسنى و صفات علياست كه همان اسم ((الله )) است به لحاظ عالم و ماءلوه است زيرا ((الله )) نسبت به عالم و ماءلوه ربوبيت دارد و اقتضاى ربوبيت آن است كه زنده و دانا و توانا و ديگر اوصاف كماليه و اسماء جماليه و جلاليه را داشته باشد. به همين جهت است كه سلب الوهيت از حق تعالى مستحبل است ، و الالوهة تقتضى ماءلوها اءى مربوبا الحمد لله رب العالمين و هو سبحانه فى السماء اله و فى الاض اله . و بالجملة اءن الالوهية مرتبة الوجود المطلق ، و المرتبة عبارة عن حقيقته اءيصا لا من حيث تجردها بل من حيث معقولية نسبها الجامعة بينها و بين الوجود المظهر ظهرت بوجود واحد تعين و تعدد فى مراتبها و بحسبها (مصباح الانس ص 46).
در رساله نور على نور ص 17 آمده است : ((صفات حيات و علم و اراده و قدرت و سمع و بصر و كلام ، ائمه سبعه و امهات صفات الهى اند، و حيات امام ائمه است كه وجود غير او متصور نمى شود مگر بعد از وجود او.
و همچنين اسماء مشتق از آنها يعنى اسم حى امام عالم و مريد و قادر و سمع و بصير و متكلم است و اين هفت اسم ائمه سبعه باقى اسمايند، و حى امام ائمه اسماء است و قيوم يعنى قائم بذاته مقوم و مقيم لغيره ، و الوهت رب مطلق بودن است . الحمد لله رب العالمين ، هو الذى فى السماء اله و فى الارض اله .

جناب شارح محقق قيصرى در شرح فص شعيبى فرمايند: و الالوهية اسم المرتبة الالهية اى هذه المرتبة تطلب وجود العالم و هو الماءلوه لان كل واحد من اسماء الصفات و الافعال يقتضى محل ولايته ليظهر به كالقادر للمقدور و الخالق للمخلوق و الرازق للمرزوق و هكذا غيرها. و الفرق بين الالوهية و الربوبية ان الالوهية حضره الاسماء كلها اسم الذات و الصفات و الافعال و الربوبية حضرة اسماء الصفات و الافعال فقط لذلك تاءخرت عن المرتبة الالهية قال تعالى الحمد لله رب العالمين .
در تعريف اسم و توقيفيت و اشتقاق در رساله ((انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه )) آمده است : ((بر مبناى قويم وحدت شخصى وجود، محض وجود، بحت به حيثى كه از ممازجت غير و از مخالطت سوى ، مبرى باشد از آن به غيب هويت و لا تعين تعبير مى كنند و حضرت اطلاق ذاتى نيز گويند كه مجال هيچ وجه اعتبارات حتى همين اعتبار عدم اعتبار نيز در آن نيست ، و مشوب به هيچ گونه لواحق اعتبارى نمى باشد و اصلا تركيب و كثرت در آن راه ندارد و اين مقام لا اسم و لا رسم است ، زيرا كه اسم ذات ماءخود با صفتى و نعتى است يعنى متن ذات و عين آن به اعتبار معنايى از معانى - خواه آن معانى وجوديه باشند و خواه عدميه - اخذ شود آن معنى را صفت و نعت گويند.
و ان شئت قلت :
ذات با اعتبار تجلى اى از تجلياتش اسم است چون رحمن و رحيم و راحم و عليم و عالم و قاهر و قهار كه عين ذات ماءخوذ به صفت رحمت و علم و قهر است ، و اسماى ملفوظه متداوله ، اسماى اين اسماى عينى اند)).
و در باب 6 كلمه عليا آمده است : ((ذات يكتاى عين واقع و متن اعيان - اءعنى وجود صمدى جلت عظمته - را همواره شئون تجليات و نسب و اضافات اشراقيه است كه از آنها تعبير به مظاهر و اسماى الهى مى شود. پس بدان كه محض وجود صمدى بحت به حيثى كه از ممازجت غير و از مخالطت سوى مبرى باشد از آن به غيب هويت و لا تعين و مقام اءحديت تعبير مى كنند، و حضرت اطلاق ذاتى نيز گويند كه مجال هيچ وجه اعتبارات حتى همين اعتبار عدم اعتبار نيز در آن نيست و مشوب به هيچ گونه لواحق اعتبارى نمى باشد، و اصلا تركيب و كثرت در آن راه ندارد، و اين مقام لا اسم و لا رسم است ؛ زيرا كه اسم ذات ماءخوذ با صفتى و نعتى است . يعنى متن ذات و عين آن به اعتبار معنايى از معانى ...))

منبع:جلد دوم شرح دفتر دل-شارح:استاد صمدی آملی

http://alame-hasanzade.blogfa.com/